کودتای ضد سلسله – ایسنا

[ad_1]

رئیس لشکر قزاق قزوین از غرب و جنوب تهران از دروازه شاه عبدالعظیم و خزبین بدون مقاومت و خونریزی از بینی وارد تهران شد. او و قزاق هایش 11 سال و 6 ماه و 9 روز پیش، 11 سال و 6 ماه و 9 روز پیش، در 24 مارس 2012، 11 سال و 6 ماه و 9 روز پیش، بر خلاف نیروهای مشروطه که ششم قاجار را سرنگون کردند، تهران را فتح کردند. شاه محمدعلی شاه. احمدشاه آخرین پادشاه قاجار را سرنگون کرد و تمام سلسله این سلسله را نابود کرد.

به گزارش ایسنا، امروز سوم اسفند مصادف با صدمین سالگرد کودتای نظامی و سیاسی ۱۲۹۹ رضاخان و سیدضیاءالدین طبابایی علیه احمدشاه قاجار است.

یک سال بعد در سالگرد سومین کودتای نظامی و سیاسی اردیبهشت 1299 خود را مقصر کودتا اعلام کرد و با جسارت نوشت: … با افتخار و افتخار می گویم که عامل اصلی کودتا من بودم … از کارم پشیمان نیستم. … من از عملکردم در ملاء عام اصلا شرمنده نیستم و بسیار افتخار می کنم که خود را عامل کودتا معرفی می کنم. 1300 ماهی، وزیر جنگ جهانی دوم.

سردار سپه در 8 اسفند 1299 در کابینه دوم سیدضیاء الدین طبابایی به عنوان وزیر جنگ منصوب شد.

کودتای ضد سلسله

رویداد

به دنبال اشغال شمال توسط روس ها، اشغال جنوب توسط انگلیس و اشغال شمال غرب ایران توسط عثمانی ها در طول جنگ جهانی اول، مجلس شورای ملی از سال 1293 تا 1299 تعطیل شد و در این مدت ایران دارای ده نخست وزیر و یک کابینه بود. خودش

فتح الله خان اکبر ملقب به سردار منصور، ارتشبد سپهدار و سپهدار رشتی با حمایت دولت بریتانیا در مهر ۱۲۹۹ با تصویب قرارداد ۱۹۱۹ به نخست وزیری رسید و قول برگزاری مجلس چهارم برای تسلط بر خزانه داری ایران را داد. و ارتش. دو سال پیش جنگ جهانی اول پایان یافت و دولت های انگلیس و روسیه موافقت کردند کشور ما را ترک کنند، اما هیچکس به وعده خود عمل نکرد.

این در حالی است که در تابستان و پاییز 1299 میرزا کوچک خان رشت و شیخ محمد کیوانی تبریزی علیه ظلم و ستم رژیم حاکم قیام کردند که هر دو شورش توسط رضاخان میرپنز شکست خورد.

در این شرایط دولت فتح الله خان اکبر تشکیل شد اما به دلیل تضعیف قدرت مرکزی کاری از دست رفت.

کودتای ضد سلسله

کودتا از شب اول تا روز دوم اسفند 1299 آغاز شد. رهبری این کودتا را سید ضیاءالدین طبابایی، فرمانده کل قزاق رضاخان، افسران پلیس نظامی مسعود کیهان و کاظم خان سیاح و فرمانده قزاق سرهنگ احمد امیراحمدی بر عهده داشتند. اسکادران کودتای 12 اسفند با سرنگونی کابینه نخست وزیری و انتصاب احمدشاه قازار به عنوان نخست وزیر جدید ایران، سید جیاود دین طباطبایی پایان یافت. با حکم احمدشاه، رضاخان به فرماندهی کل و فرمانده کل قزاق، مسعود کیهان به عنوان وزیر جنگ و کاظم خان به عنوان معاون فرماندار تهران منصوب شدند.

میرپنج رضاخان ساعت 1 بامداد سه شنبه 3 اسفند 1390 وارد تهران شد. از همدان به رهبری 2500 قزاق از جنوب شهر از دروازه های شاه عبدالعظیم و قزوین تصرف شد. پلیس نظامی بدون مقاومت تسلیم شد و پلیس پس از مقاومتی تسلیم شد.

پس از این فتح، با سقوط کابینه فتح الله خان اکبر و مصادره اموال وی، بیش از 200 نفر از ثروتمندان و متنفذین قجری و حدود 80 سیاستمدار از طبقات مختلف از جمله سعدالدوله، عین الدوله، عبدالحسین فرمانفرما و آیت الله. سید حسن معلم دستگیر و زندانی شد.

کودتای ضد سلسله

فردای کودتا به درخواست رضاخان میرپنج و با امضای احمدشاه قاجار، اولین اعلامیه سردار سپه در 9 بند با عبارت «من حکومت می کنم» برای مردم تهران صادر شد.

رضاخان در بیانیه ای نوشت:

ماده 1 – کلیه ساکنان تهران باید سکوت کرده و از دستورات نظامی اطاعت کنند.

ماده 2 در شهر حکومت نظامی وضع شده است و هیچکس اجازه ندارد بعد از ساعت 20 از خیابان عبور کند مگر افسران نظامی و انتظامی که مسئولیت شهربانی را بر عهده دارند.

ماده 3 – هر کس مخل امنیت و نظم نظامی و انتظامی باشد بلافاصله دستگیر و به اشد مجازات می رسد.

ماده 4 – كليه روزنامه ها – انتشار بيانيه هاي مطبوعاتي تا تشكيل دولت و با توجه به تصميمات و مجوزهايي كه متعاقباً صادر خواهد شد به حالت تعليق در مي آيد.

ماده 5 – اگر سه نفر یا بیشتر دور هم جمع شوند، مجلس در خانه یا مکانی دیگر که در راهرو کاملاً معلق است، قهراً منحل می شود.

ماده 6 – کلیه شراب‌فروشی‌ها، مشروب‌فروشی‌ها، تئاترها، سینماها، تلگراف‌ها و باشگاه‌های قمار باید تعطیل و در صورت مستی به دادگاه نظامی منتقل می‌شوند.

ماده 7 – تا زمان تشکیل دولت کلیه ادارات و ادارات دولتی به استثنای ادارات ارزق تعطیل و پست و تلفن نیز مشمول این تصمیم خواهند بود.

ماده 8 – هر کس مفاد فوق را رعایت نکند به دادگاه نظامی فرستاده می شود و به اشد مجازات محکوم می شود.

ماده 9 – سرهنگ کاظم خان به فرماندهی شهر انتخاب و منصوب می شود و مسئول اجرای احکام فوق می باشد.

کودتای ضد سلسله

خاطرات سید جیا

کتاب سیدضیاء نفر اول یا دوم کودتا بر اساس سلسله مصاحبه هایی با سید ضیاءالدین طبابایی نوشته شده است که صدرالدین الهی در آن به جزئیات گفته ها و ناگفته های تاریخ معاصر ایران پرداخته است. نخست وزیر کوتا و دیگر سیاستمداران بانفوذ در دوران قاجار و پهلوی.

بخش مهمی از کتاب که به مصاحبه سید ضیاء و الهی اختصاص دارد، پس از بازگشت او به ایران، حدود 20 سال پس از کودتای اسفند 1299، در خانه روستای او انجام شد. این کتاب بعداً به ایالات متحده فرستاده شد و توسط The Book Company در لس آنجلس منتشر شد.

سیدضیاء فرزند مجتهد معروف تبریز است. ولیعهد ناصرالدین شاه مظفرالدین میرزا به ملاقات مجتهد می رود و پسر تعجب می کند که چرا پدرش ولیعهد را ملاقات نکرده است.

سید علی طبابابایی یزدی در پاسخ به سوال پسرم که «پسرم به دیدن من می آید مگر اینکه خانه ام تمیز باشد، وقتی دامنم برمی گردد، چرا باید ببینم او به رنگ ظلم رنگ شده است».

نفر اول کودتا در همان خانه پدری در آب های انقلاب مشروطه غوطه ور است، علی رغم اینکه اقدامات بعد از کودتا در راستای اهداف انقلاب مشروطه نیست. تمام روزنامه ها در صبح کودتا مصادره شد. با این حال، وی در مصاحبه ای با نویسنده کتاب، به نون والقلم سوگند یاد می کند که هرگز از طریق روزنامه ها برای قدرت خرج نکرده است. من همیشه این ترفند قدیمی را دوست دارم و روزنامه را دوست دارم.»

الهی: آقا فکر نمی کنید در مراحل اول حکومت مثل یک فاشیست و نه سوسیالیست عمل کردید؟

سیدضیاء: فاشیسم زاده تحقیر ملی ایتالیایی ها بود. در روز کودتای من، ایران با یکی از تحقیرآمیزترین لحظات تاریخی روبروست. مردهای ما از خارجی ها اجازه می گرفتند که کنار همسرشان بخوابند. اگر قیام علیه تحقیر ظاهری فاشیسم بود، بله، من یک فاشیست بودم.»

الهی: آقا درسته که میگن انگلیسی هستی؟

سیدضیاء: بله می گویند. 300 سال گذشته تاریخ نشان می دهد و ثابت می کند که انسان دوستی با انگلیس را از دست می دهد. اما خصومت با بریتانیا باعث ناپدید شدن آدم می شود. من به عنوان یک مرد عاقل، تمام عمرم این دوستی را داشتم، اما حاضر نبودم آن را رها کنم.

سیدضیاء به دنبال دو هدف بود که تنها یک راه برای رسیدن به آنها داشت. من در نظر داشتم یک دولت قوی بر اساس نیروهای مسلح ایجاد کنم و خودم نخست وزیر و دیکتاتور شوم.»

الهی: مثل موسولینی؟

سیدضیاء: «ها، باراکولا آسانات»

الهی: چطور با رضا آشنا شدید؟

سیدضیاء: برای اولین بار سرهنگ کاظم خان سیاح مرا به رضا معرفی کرد. سرهنگ به ما گفت که یک افسر مفید قزاق پیدا کردیم. او بلند قد است، اخم کرده، عالی است و افسرانش او را دوست دارند. فقط باید به او فکر کنی

الهی: سیدضیاء چاره ای جز انتخاب همان افسری که اخطار گرفته را ندارد.

سیدضیاء: افسرانی که در آن زمان ما را می شناختند از او ترسوتر بودند و افسران شجاع ما هم بی سوادتر بودند، رضاخان در آن زمان به طور متوسط ​​یک افسر متوسط ​​و قابل قبول بود.

الهی: سید به دوران قاجار و شرایط اسفبار آن زمان برمی گردد.

سید ضیاء: «احمدشاه آخرین جناحی بود که ۱۵۰ سال پیش توسط خواجه ای درمانده (آقامحمدخان قاجار) به انحلال خانواده مستقر در سلسله محکوم شد و در این ۱۵۰ سال فقط بدبختی و ورشکستگی و بدبختی آمد. میراث این خانواده در روزی که کودتا را به راه انداختیم، شاهزاده زکا چوبی و شاهزاده تنبان پاناری بود.”

پایان قاجار

ورود قزاق ها در زمان رضاخان به تهران، پایان 143 سال حکومت قازار بود. قزاق ها با ورود به تهران دروازه ها را بستند و سفارت را محاصره کردند.

همه وزرای کابینه سپهدار رشت به جز او بازداشت شدند. در همان زمان، ولیعهد احمدشاه و محمدحسن میرجا به کاخ فرح آباد گریختند، در حالی که سپدار رشتی نخست وزیر به سفارت بریتانیا در تهران پناه برد.

نورمن سفیر انگلیس در تهران در شامگاه کودتا با احمدشاه آخرین پادشاه قاجار ملاقات کرد و گفت که تنها راه باقی مانده دیدار با رهبران کودتا و تن دادن به خواسته های آنان است. نورمن بر این موضوع تاکید کرد. او در تلگرامی به کرزن وزیر خارجه انگلیس نوشت: بسیاری از دستگیرشدگان توسط قزاق ها تحریک کننده، توطئه گر و ضد ملیت هستند و این باعث رضایت ماست.

احمدشاه با تهدید سفیر انگلیس، در شامگاه سوم اسفند 1299، به نوشتن قضاوت جداگانه رضاخان پهلوی و سیدضیاءالدین طبابایی پرداخت.

او صبح روز بعد قضاوت خود را اعلام کرد. رضاخان به فرماندهی کل ارتش و به نام «سردار سپه» و سید ضیوالدین طباطبایی به نخست وزیری منصوب شد.

حکم احمدشاه در مورد سید ضیاء را برای استانداران و والیان سراسر کشور ارسال کرد: به دلیل کمبود کارکنان قابل اعتماد دولت، تصمیم گرفته ایم با تعیین افراد و خدمتگزاران مناسب که به رونق کشور کمک کنند، به یک سری بحران ها پایان دهیم. ما او را به عنوان نخست وزیر منتخب دیدیم و او اختیار کامل برای انجام وظایف خود به عنوان نخست وزیر در وزارت کشور را دارد.»

منبع:

ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطه، تهران، انتشارات علمی، 1373، ج1، ص564.

عاقلی، باقر، زندگینامه سیاست و سربازان معاصر ایران، تهران، نشر گفتار و علم، 1380، ج 2، ص 959-961.

مرکز تحقیقات اسناد تاریخی، مردم دوره پهلوی، سید ضیاءالدین طبابایی به روایت اسناد ساواک، تهران، وزارت اطلاعات، 1381، صص.

طبیبى شیرازى، محمدرضا، حیات اجتماعى و سیاسى سید ضیاءالدین طبابایی، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1379 ش. 14

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin_asooweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.